گناه طبیعت — ارتباط با کرها
۴ بازدید · ۲۴ مهر ۱۴۰۳
«گناه طبیعت»، قطعهی ۸ از آلبوم «ارتباط با کرها» هادی پاکزاد (۱۳۹۱).
از آلبوم «ارتباط با کرها» هادی پاکزاد (۱۳۹۱)، قطعهی ۸.
متن ترانه
داره مردمک چشم زیبات گشاد میشه
داره جریان خون توی مغزت زیاد میشه
صحنههایی که دیدی رو باور نداری
گریزی از حقیقت زجر آور نداری
تو اتاقت مشغول قتل عام انفرادی
این که پیغامهات رو سیزده روز جواب ندادی
میخوای تمام بافتهای حافظت رو از دست بدی
میخوای تجربه مسمومت رو به دنیا پس بدی
با احساس یک حیوون زخمی سمت آب میری
داری زخمهات رو لیس میزنی و آروم به خواب میری
صبح تو جنگل بیدار میشی و اسمت رو یادت نیست
به جز بوی انتقام تو زمین آزادت نیست
توی آروارههات حس میکنی درد زیادی
یعنی تو خواب دندونهات رو روی هم فشار میدادی
این که هندسه صورتت شبیه به حیوونها نیست
یعنی تو نسلی هستی که انتخاب اونها نیست
این که هر جا میری اون صحنهها رو هم میبری
یعنی مثل گرگ آدمهای بی گناه رو میدری
این که تو محصول کشت انسان تو باغ وحشی
یعنی تو گناه طبیعت رو هرگز نمیبخشی
این که رفتار مردم شبیه به این که میخوانت نیست
یعنی ذرهی زندهای تو طبیعت نگرانت نیست
این که تو فکت حس میکنی درد زیادی
یعنی دندونهات رو تو خواب روهم فشار میدادی
اینکه تو نوزاد درندهی همین فصلی
اینکه حلقه بعدی زنجیره تولید نسلی
ویدیو از کانال یوتیوب «محفل شعر».
دیدگاهها
برای نوشتن دیدگاه وارد شویدهنوز دیدگاهی نیست. نخستین باشید.
