ترانههای عنصر مشترک
هادی پاکزاد · · بهروزرسانی · 5 دقیقه مطالعه

ترانههای عنصر مشترک
آلبوم: عنصر مشترک
خواننده: مسیح غروی
ترانه: هادی پاکزاد
تنظیم: مسعود فیاضزاده
۰۱-تو خواب میبینی
۰۲-هنوز به تو فکر میکنم
۰۳-دیگه نمیشناسمت
۰۴-سعی کن که بپذیری
۰۵-بیابون
۰۶-ما داریم میافتیم (با حضور هادی پاکزاد)
۰۷-سقوط (به یاد کوروش یغمایی)
۰۱-تو خواب میبینی
تو خواب میبینی
تو توی یک اتاق کنار یک پنجره خواب میبینی
من میون شهر وحشی تو روی آب میشینی
تو از صدای زوزه باد رویای دشت میسازی
من با زوزه بادها میکنم هم آوازی
تو گاهی بین خواب لبخندی و گاهی اخمی
من وسط کوههای سرد همدم ببرهای زخمی
تو مثل آب هر جایی راهت رو پیدا خواهی کرد
من پس این همه رنج میشینم با آهی سرد
تو میرقصی و مستی و پر شور و فریاد
مثل برگ سبکی در تاثیر باد
من دور میایستم و منتظر تا شب سر بیاد
باز آروم تو رو میگیرم از دست باد
تا بارون بگیره و پاک کنه غمهای ما رو
تا شب بره آروم بزاره تنهای ما رو
نه فقط برای من یه برگ بی تکراری
که همه یک رقص نرم موازی بیداری
من همه راه رو نفس میکشم تا خود خونه
تا هوای تازه تو از من عاری بمونه
من همه راه رو داد میزنم تا پشت پنجره
تا بوی غم نتابه به تو از بین حنجره
۰۲-هنوز به تو فکر میکنم
هنوز به تو فکر میکنم
خیلی مهربون تر از تو گلم کاش میدیدیش
خیلی سرخ تر از تو لباش گلم کاش میدیدیش
کمی آروم تر از تو پلکاش رو با ناز میبنده
مثل تو ساکت و سرد نیست تو نگاش یه جور لبخنده
عطر موهاش رو دوست دارم دیدنش به وجد میآرتم
عادت بدی نداره حس بد بهش ندارم
لحن صحبتش قشنگ گونههاش سرخ کم رنگ
مثل رقص حرکاتش نفسش مثل آهنگ
ولی هر بار میبوسمش تو ذهنم لبهای تو
همین که میخنده گوشم پر میشه از صدای تو
نگام که میکنه درست تویی ایستادی روبروم
تا میخوام عاشقش بشم میشی دوباره آرزو
۰۳-دیگه نمیشناسمت
دیگه نمیشناسمت
نمینویسم چیزی که بی قرارت کنم
واسه پاییز قلبم بخوام بهارت کنم
سبک شده قلب ترس حس تلخی مثل من
از درد بی مانند وابستگی به یک تن
چه سخت به من برگشتی نمیشناسمت انگار
من رو دوباره بفهم از این جنون دست بردار
دلم به جز عشق من چه طور باوری داره
چه طور آروم گرفته چه طور فصلش بهاره
دلم زیر نگاهت چیزی پنهون میبینه
پشت لبخندت برام یه نغمه غمگین
تو میسوزی دوباره بخوای که من برگردم
آهنگ قلبت میگه هنوز من همون مردم
زندون تاریک من همه وسعتش شهر
تکرار بیش از این هم نوشیدن زهر
از این فاصله دور یا دیر میرسم یا نه
اما نبودم اون قدر دور که نشه حسم کرد
با چه حرف زیبایی کجا به من پیوستی
چه طور به من خندیدی که هم هستی و نیستی
ریشه طناب پوسید یاد اسم هم میشه کشت
روح رو نمیشه فتح کرد یا بی نفس کرد تو مشت
دیر و دروغ و هیچ وقت رسیدن زیباتر
بوسه بزن به روحم این قیمت آخر
۰۴-سعی کن که بپذیری
سعی کن که بپذیری
توی طوفانی که راه انداختی
من تحمل میکنم تو باختی
توی تصویری که توی ذهنت
با تمام بغض و نفرت ساختی
به همه نگاهها مظنونی
به همه چیزها که با چشم دیدی
به همه احساسها شک داری
لحظههات رو اسیر تردیدی
این منم توی این راه تو با من هم مسیری
از من نخواه عوض شم سعی کن که بپذیری
من و تو از زندگی هرکدوم داریم سهمی
من شریک تو هستم سعی کن من رو بفهمی
من که نور قلب به آهنگ دادم
من که به نفرت تو تن دادم
همه آبروم که از من بردی
همه قلبهایی که آزردی
۰۵-بیابون
بیابون
چرا دوباره اینجام که هیچ گلی نداره
واسه برگشتن به قبل دیگه پلی نداره
من یه دیوونه تنها شب تو کویر بی آب
کویر لاله نداره واسه این من بی خواب
نزدیک صبح اما آفتاب نفس نداره
حسرت تو کویر وسعت جز حس قفس نداره
اگه لحن سرد تو میوزه تو ذهن من
ریشه خشک من رو تکرار این باد میکنه
اگه روی صورتت هنوز جای زخم من
درد من درد دل درد تو از زخم تن
اعماق روح تشنم طعم تو رو چشیده
هستی هنوز یه جایی که هیچ کس نرسیده
خورشید تنها عنصر مشترک بین ما بود
به آفتاب گفتم ببوس صورتش رو صبح زود
تنها چیزی که از تو هنوز واسم قشنگ
خاطره کم رنگی و چند میزان آهنگ
اگر اندازه یک رگ هنوز راهی به من هست
بجنگ و برگرد که قلب خون میرسونه به من
۰۶-ما داریم میافتیم (با حضور هادی پاکزاد)
ما داریم میافتیم
من دارم میگندم پس چرا میخندم
من دارم میسوزم چرا لب میدوزم
ما داریم میبینیم پس چرا میشینیم
ما از هم نگذشتیم ولی دیر برگشتیم
من از این تاریکی سخت دلم غمگین
سخت دلم میسوزه خواب فکر سنگین
روی سنگ میخوابیم و چقدر سنگ سرد
تخت ما گرم بود این تفاوت درد
این طرف یک میوه اون طرف یک مرد
تشنه اما میوه رو یک خدا له کرده
به تنت میچسبم که بفهمم هستی
تو نمیفهمی نه همه شب مستی
موی سر تا گردن بوی عطر حس کردن
شانهها تا مچ دست کف دستها سردن
ما داریم میمیریم چه پر از هم سیریم
ما داریم میافتیم کاش به هم میگفتیم
ما داریم پرت میشیم سهم یک شرط میشیم
ما داریم میپوسیم اما نمیبوسیم




دیدگاهها
دیدگاه بگذارید