
آلبوم
زندگی زیر زمین
2005 · 8 قطعه · 42 دقیقه
«زندگی زیر زمین» (۱۳۸۴)، دومین آلبوم هادی پاکزاد؛ هشت قطعه، از جمله «آدم آهنی» و «اون مادرمه».
سال انتشار: ۱۳۸۴ (2005)
تمها و ملودیها: هادی پاکزاد
ترانه: هادی پاکزاد
تنظیم: مسعود فیاضزاده
گیتار (باس، الکتریک، آکوستیک): مسعود فیاضزاده
درامز: علی باغفر
ویولن: نیلوفر برکتی
کیبورد: هادی پاکزاد
ضبط، ادیت و مسترینگ: داریوش دانشنیا
جاسازی
جاسازی این اثر
این کد را در وبسایت دیگری بگذارید تا اثر با قطعههایش در یک پخشکننده و پیوندهایش آنجا نمایش داده شود.
قطعهها
- 15:48
آدم آهنی
شعر
فقط چند تا ترانست که میشنوی قبل خواب بیدار میشی میبینی نخورد تکون آب از آب یک سال مینویسم بمون یک لحظه خاموش ببند چشمهات رو آروم از هر چی هست فراموش تو تو شهر ذهن منی ذهن یک آدم آهنی ذهنی پر از صفر و یک و ارقام باور کردنی من از سیاره جنون پناه بردم به این زمین یاد گرفتم از آدمها ببین ولی نگو همین رو این زمین خاکی هم حرف از بهشت دوباره بود سطل زبالهها پر از نوشتههای پاره بود برای من بهشت یک جاست زیر زمین دور از همه جایی که قانونش منم بی اعتراض بی همهمه واسه گریختن از زمین فقط یک راه چاره بود اون ور تر از دره مرگ راهی به یک ستاره بود
- 24:33
واسه من یا واسه اونا
شعر
مادری بی قصد و چاره بچش رو گذاشت سر راه طفل بی زبونش داره میگه عقدههاش رو با ما نیمی از زمین ناامن از تو روشن همه شب گاهی صورتت هلال مثل پوزخنده یک لب ای که روزها رو میخوابی از تو مهتاب آسمونها واسه کی داری میتابی واسه من یا واسه اونها توی هر قصه یکی هست که کتاب میشه بنامش یک عده میان و میرن تا بمونه قهرمانش واسه من یا واسه اونها مینویسی قصههات رو کدوم از ما اگه باشیم میخرند نوشتههات رو میگه حرفاش را با قلبش پیر روزگار چشیده قلبی که یک عمر باهات واسه این و اون تپیده ای که میتپی بی وقفه توی کالبد تن من ای که میکوبی به ظرف سینه از آهن من قلبکم میگذره از تو همه رگهام همه خونهام واسه کی میتپی پس تو واسه من یا واسه اونها
- 33:42
اون مادرمه
شعر
پیدا کردنم سخته؟ روی این شاخهی لخت درخت من یه برگم پر از درد زیر این هجوم بارون این بس نیست که تنها روی این شاخه بمونم بزن رگبار و بکن تن از ساقه و خونم اون مادرمه، خسته و بیمار داره تو آتیش سرطان میسوزه مادرم دلت نمیخواد فرو بیفتی؟ دلت نمیخواد تنها باشی؟ برگکم بمون رو شاخه هستی درختی آخه واسه تو درد و تگرگ واسه من افول و مرگ پاییز ای فصل غم نخواه که دل آزرده شم بترس از نفرینم نشه این برگ از شاخه کم
- 44:35
قانون
شعر
چرا اون پایین یه ایل منتظرند تا بپرم تو به اونها بگو که من فقط یک نفرم این که پرواز نمیدونم دیگه شاهد نمیخواد غم که بوی خون گرفت هیچ کسی رو خوش نمیآد اگه لحظهها دارن از من مثل تو میگذرن اگه سکهها دارن نوشتههام رو میخرند ای خدا من زندهام در نیمه خاموش تو با من از پاکی نگو من غرقهام در نوش تو من یه جملهام از یه قانون که تو هم شامل اونی واژههای من نباشند تو نمیتونی بمونی پس بگیر هر چی که دادی پس میگیرم هر چی گفتم من یه برگ خشکم اما با خود درخت میافتم بیش از این تکرار من فریاد سنگ از آهن سنگ میدونه معنی درد رو ولی نمیشکنه
- 55:23
آفت ریشه
شعر
نبض من میزنه لال بسته بی تابی و ناله میبرم بی وزن و آروم این نه مرگ نه زوال روی شونههای من لاله شبنم چشمام زلال من صدات میزنم لاله اون میگه همش خیال اون هم آغاز هم فرجام عاری از جسم و تن اون من نه تصمیمم نه انجام آره برتر از من اون اون همون بند و زنجیر اون همون زندون شیشست اون همون مرگ و پاگیر اون همون آفت ریشست هر چی نور و شی و وهم هرچی میگم رو میفهمه نه غروب نه سپیده بوی دنیا رو نمیده خالی از هر شور و حال هر یک لحظه قد سال من میخوام برگردم اما اون میگه دیگه محال بس کن برو دیگه گفتم تو رو دیگه بس کن
- 65:16
زندگی زیر زمین
شعر
تا بپرم پر ندارم شبم که آخر ندارم تا بمونم تاب ندارم خستم ولی خواب ندارم بوی شیشه تر میآد صدای خاکستر میآد برای من نفس بکش هنوز این از تو بر میآد گم شده آروم و راحت واسه من زنجیر و بندی بگذر از من مثل ساعت که گذشت بیست سال و اندی تو میخوای روی یک کاغذ بنویسی خستهای از زندگی با یک دل تنگ زندگی کردن با یک سنگ زندگی زیر زمین گاه طاقتم نیست بیش از این آه پشت این عینک تیره هردو زشتند خورشید و ماه زندگی زیر ترانه گفتههای بی گمانه آن چه بر من رفته شعله میکشد از تو زبانه تیکه تیکه شکستههام ببین میریزن زیر پام نگو خدا دوستم داره من دیگه هیچی نمیخوام من رو تو آغوشت نگیر من دیگه آروم نمیشم نگو خدا دوستم داره من دیگه هیچی نمیگم
- 74:33
زندون شیشهای
شعر
آه اگر گریه کنم میشکنی از غم تار و پود باورت میپاشه از هم وای اگر ناله کنم میسوزه خونه جای پاهام روی دیوارها میمونه من فقط یک نفرم قد یک دنیا غم شده سهم من از زشتی و زیبا توی یک زندون از شیشه شبها میخشکونم ریشه بباره سنگ از آسمون میمونه اشک من پنهون سینههات خون شده از یک راز وحشی دیده آزرده هم از هر نور و نقشی هر نفس که میگذره از قلب سینه بوی غم میگیره و آهنگ کینه
- 87:44
اکستازی
