
نوشتههای
هادی پاکزاد
هادی پاکزاد، «ه-پ»، در دسامبر ۱۹۸۲ (۱۳۶۱) در مشهد به دنیا آمد و از نوجوانی داستاننویسی و آهنگسازی راک را آغاز کرد. هفت آلبوم مفهومی و گزیدهی رسمی «تاریکی» را منتشر کرد و ترانهها و ایدههای همهی آنها از خود او بود. او در مه ۲۰۱۶ (۱۳۹۵) درگذشت.
صفحهٔ کامل
تمرین موسیقی زرد (بخش ۲)
و مثل نقاشی به من خو کن از مجرای نگاه / که من حرکت نمیتونم از چارچوب قاب سیاه

ماشین انتقام
یک لیست آرزو کشی که قبل خواب مرور کنی / از حذف پاره تنت احساس غرور کنی

پس دانشمندانمان چه؟
سال گذشته یکی از دانشمندان کشورمان به دلیلی غیر از لیاقت شخصی بنده، مهمان من شدند. ایشان نه تنها یک فیلسوف و متفکر بزرگ هستند، در عرفان نیز مورد تحسین همگان میباشند و…

رز مشکی
و توهمهایی کوتاه که نشستی تو کنارم / مه نزدیک به زمینم

بدون عنوان — «شعبده هم هنر است؟»
یکی از دوستان از من پرسید شعبده هم هنر است؟ میخواستم بگویم هنر شعبده است، دیدم هم پاسخ روتین و سخیفی است، هم اصلا خودم درست نمیدانم هنر چیست، بی هوا و طوری که از جواب…

خوانش «عزیزم، چرا؟» ریموند کارور
داستان کوتاه «عزیزم، چرا؟» نوشتهی ریموند کارور، با صدای هادی پاکزاد.

رونمایی آلبوم تاریکی: گزارش تصویری نوا
گزارش تصویری نوا از مراسم رونمایی آلبوم تاریکی

تمرین روح آزاد (بخش ۱)
وجودت به وجد میاد اما حاشا میکنی / عشق من تو هر روز فرم به فرم در تغییر

کارم تمام شده
کمی از غروب گذشته بود و من باز در روشنایی به خواب رفته بودم و در تاریکی روی کاناپه بیدار شده بودم، سعی کردم در همان وضعیت تلویزیون را روشن کنم، تا سر و صدای آن کمی از…

تمرین کسی که میخواستم باشم
اون اینجاست با زنجیر برای دستهات / اون اومده با یک لیست از شکستهات / اون امیدهای مردست از خود تو / اون آرزوی سوختست که شده تو

دربارهی ترانهها: یادداشتهای هادی پاکزاد
شش یادداشت هادی پاکزاد دربارهی ترانههای «چیزی نیست»، «کتاب»، «دکتر»، «پس من چی؟»، «فرشتهی مرگ» و «زمین».

بدون عنوان — «نمیدانم اولین بار چه کسی فکر کرد من بدم؟»
نمیدانم اولین بار چه کسی فکر کرد من بدم؟ خاطرم نیست چه کسی اولین بار به من گفت که بدم فراموش کردم اولین بار کی فکر کردم کار بدی میکنم نفهمیدم چطور باورم شد که بدم. یاد…

تکامل داروینیام (پوستر)
آفیش تکامل تدریجی

تمرین موسیقی زرد (بخش ۱)
تو باش ولی موازی باش همراه ولی لمسم نکن / میل به ترکیب یا واکنش یا هرچی میترسم نکن / پی ام نگرد که گم میشم با من نخواب که کم میشم / ترکم نکن که میمیرم

شب بخیر
شب بخیر من ذاتا در کودکی عروسک را جز اسباب بازیهایم حساب نمیکردم، هیچ علاقهای به آنها نداشتم نه عروسک آدم و نه حیوانات، اما خواهرم که از من بزرگتر بود یک عروسک داشت…

تمساح
تمساح میدانید تمساحها به سختی در خشکی راه میروند، پس ترجیح میدهند زیر آبهای گل و لای دار ساکت و آرام مدتها بنشینند، اصولا موجودات تنهایی هستند، تقریبا همه جا پر…

ارتباط با کرها
ارتباط با کرها

جاسوس
جاسوس راستش من از بچگی کار میکردم، هر تابستان جایی برای یاد گرفتن کاری میرفتم، مثلا تعمیرات بلدم، از رادیو، پخش ماشین گرفته تا تلویزیون. پدرم فکر میکرد در غیر این…

بدون عنوان — «تو فقط دهنت را ببند»
تو فقط دهنت را ببند، عقاید محکمت را نگو، بیا با مفروضات من کمی دورتر برویم، از این جا ببین که رهگذرها چه میبینند ما را از پشت پنجره، دو تا آدم در حال مکالمه، از آن ور…

حرف زدن چیست
به جز تعریف زبان شناختی که کلی ترین آنهاست و به تولید اصوات جهت انتقال مفاهیم اکتفا میکند، حرف زدن آن قدر مقوله گسترده ایست که حتی گاهی بدون صوت و از چشمان صورت…
