بیماری عشق
هادی پاکزاد · · بهروزرسانی · 2 دقیقه مطالعه
بخش 4 از 32 در دلنوشتهها

عشق بیماری مشخص و کشف شدهای نیست، اما من شنیدهام چیزهایی شبیه به کرم هستند و در حفرههای مغز شروع به تکثیر میکنند، حفرهها یکی دوتا هم که نیست که خیال کنی فلانی کرم گذاشته آن جا و رفته و تو میدانی کجاست تا مثل لانه کبوتر کنار پنجره خرابش کنی تا دیگر صبحها بیدارت نکنند جای کرمها را فقط او میداند که گذاشته، خودش هم باید بیاید فکری به حالشان کند، این است که تا او هست و تر و خشکشان میکند تو حالت خوب است. چون کرمها حرف نمیزنند، سر و صدایی ندارند اصلا. اما همین که کرم بان گذاشت و رفت کرمها گرسنه میشوند، اول از کوچک ترها شروع میکنند بعد کم کم شروع به خوردن دیواره حفرهها میکنند، تو دلت تنگ میشود، کارت به دکتر میکشد، اما گفتم که کسی جز کرم بان جای کرمها را بلد نیست، دکتر به تو سم میدهد که بریزی لای درز و دیوارهای سرت که کرمها بمیرند، اما این سم به بقیه کرمها و کاشتههای دیگران هم خورانده میشود، گاهی حس میکنی دیگر هیچ چیزی از کسی نداری و باز این جا هم دو تا درد هست، اول این که این کرمها مرده شان از زنده شان خطرناک تر است، چون سرت و ناحیهای که کرمها میمیرند متعفن میشود و دیگر کسی هم نیست آن جا را سامان دهد، کرم بانهای جدید هم سراغ حفرههای جدید میروند. عزیزم کرمهایی که در سرم گذاشتی و رفتی را با هر ترفندی بود زنده نگه داشتم، به آن نشانی که حفره، شبیه به ستاره بود و بوی عطر خودت را میداد از بوی عطرت پیدایش کردم.
اگر از حال کرمها میپرسی خوبند و تکثیر میشوند، و اگر از حال من بپرسی باغچه دلتنگی ام که در خاکش فقط کرم هست.
مجموعه
- 1.من یک مهندس هستم
- 2.قدم نزدگی
- 3.نامه سوم
- 4.بیماری عشق
- 5.بدون عنوان — «دو میلیگرم کلونازپام»
- 6.نامه شماره ۲
- 7.اشتباهی شده
- 8.دستکاری
- 9.بدون عنوان — «توافق، ترس، روان»
- 10.مثلا
- 11.دستان سبک
- 12.نام ببرید
- 13.فوریت
- 14.بدون عنوان — «در فیلمی مرد پیری گفت»
- 15.بدون عنوان — «شما در یک کشور جهان سوم زندگی میکنید»
- 16.بدون عنوان — «بر اساس داستان واقعی»
- 17.بدون عنوان — «تراژدی بیاستفادگی»
- 18.لباس نشوید
- 19.برده داری
- 20.درب اشتباه
- 21.صندلی
- 22.مقوله هرجایی عشق
- 23.موتورهای خسته
- 24.حرف زدن چیست
- 25.بدون عنوان — «تو فقط دهنت را ببند»
- 26.جاسوس
- 27.تمساح
- 28.شب بخیر
- 29.نامه شماره ۱
- 30.کارم تمام شده
- 31.بدون عنوان — «شعبده هم هنر است؟»
- 32.دلنوشتههای کوتاه هادی پاکزاد




دیدگاهها
دیدگاه بگذارید